Sunday, October 31, 2010
واحد پول "تومان" از کجا آمده؟
واحد پول کشور "ایران" بر مبنای «دینار» بنا شده. دینار، واحد قدیمی پول روم و بعد امپراتوری روم شرقی بود و «دیناریوس» خوانده می شد. یک دیناریوس روم شرقی برابر با یک سکه نقره بود که وزنش در مواقع مختلف فرق می کرد. این واحد پول بعد از فتح اراضی روم شرقی به دست مسلمانان، از طرف اونها به عنوان نام واحد پول انتخاب شد و تبدیل شد به دیناری که امروزه هم در کشورهای عربی از آن استفاده می شود. به همین ترتیب، سلطنتها و حکومتهای ایرانی هم از دینار استفاده می کردند. اما به تدریج، در نتیجه تورم و بی ارزش شدن پول، احتیاج به واحدهای پولی بزرگتر پیش اومد. این واحدها همه بر مبنای دینار بنا شده بودند.
اولین واحد پولی، سکه صد دینار (صنار) بود که توسط سلطان محمود غزنوی ضرب شد و به اسم «محمودی» نامیده می شد. در همان زمان، شاهان سامانی ماورالنهر، سکه های نقره پنجاه دیناری ضرب کردند که «شاهی» نامیده می شد. در حقیقت، یک شاهی، نصف یک محمودی یا به عبارت دیگر، یک محمودی، دو شاهی بود. تا زمانهایی سکه های نقره مورد استفاده، شاهی و محمودی بودند. واحدهای دیگری مثل «قران» (هزار دینار) و تومان (10000) دینار، فقط واحد محاسبه بودند و عملا هیچ سکه ای به نام قران یا تومان ضرب نمی شد (کلمه تومان از لفظ مغولی تومان به معنی ده هزار است. نمونه اش رو در منصب «تومان باشی» می شود دید: فرمانده ده هزار نفر).
در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب یک سکه کرد به ارزش 200 دینار یا دو محمودی. این سکه به «عباسی» معروف شد و بسیار مورد استفاده قرار گرفت. در همین زمان، به علت رابطه پرتغال با ایران، سکه های پرتغالی در ایران رایج شد این سکه ها «رئال» نام داشتند (که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزیل است). این واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق 1175 دینار گرفته شد و در ایران به این اندازه خریده می شد.
سکه رئال پرتغال در ایران به عنوان ریال رواج پیدا کرد به این ترتیب دولت ایران دست به ضرب سکه های ریال زد که برای مبالغ بالا بکار می رفت. در اواخر قرن هجدهم میلادی، نادرشاه افشار هم یک نوع سکه به ارزش 500 دینار ضرب کرد که به اسم خودش «نادری» خوانده می شد، اما خیلی زود در فرهنگ عام به جای لفظ نادری، استفاده از لفظ «ده شاهی» (شاهی= پنجاه دینار: 500 دینار= ده شاهی) رواج پیدا کرد.
در طول سلطنت قاجار، سکه های مورد استفاده در ایران، شاهی، صنار، عباسی، و ده شاهی بودند، و در اواخر دوره قاجار، سکه های هزار دیناری و دوهزار دیناری هم ضرب شدند (یک قرانی و «دوزاری»). در ابتدای سلطنت پهلوی برای یکدست شدن واحد پول ایران، سکه های ریال بجای 1175 دینار به مبلغ 1000 دینار (مطابق قران) کاهش داده شدند و واحد پول «ریال» نام گرفت. در همان دوران پهلوی هم بعد از تورمهای اقتصادی مختلف و رواج پول کاغذی، اسکناسهای پنج ریالی و ده ریالی (یک تومانی) چاپ شدند.
تومان به عنوان واژهای كه امروز كاربردی بیشتر از ریال، واحد پول رسمی دارد، از واژه تركی به معنای دههزار وارد زبان فارسی شده است. تومان تا پیش از 1310 واحد پولی معادل با 10000 دینار بوده است. پیش از آن ،حدفاصل سالهای 1798 تا 1825 میلادی تومان واحدی معادل 8 ریال بوده است ، كه هر ریال خود معادل 1250 دینار میبوده. در این دوران یك قران واحدی برابر 1000 دینار یا یك دهم تومان بود. اما پس از سال 1932 میلادی، 1310 هجری شمسی هر تومان با 10 ریال معادل شد و از آن پس "تومان" ، عملا واحد پول غیر رسمی در زندگی روزمره ایرانیان شد
گردآوری: میلاد محتشمی
Labels: General
Friday, July 09, 2010
معنای كلمه استکان
آیا می دانید چرا از کلمه استکان استفاده می کنیم؟
در زمان های قدیم هنگامی که هندو ها با کشور های عربی مراوده تجاری داشتند برای نوشیدن چای به همراه خود پیاله هایی را به این کشور ها خصوصا عراق و شام قدیم آوردند که در آن کشور ها به بیاله معروف شد. پس از آن اروپاییانی که برای تجارت به کشورهای عربی سفر می کردند چون در کشورشان از فنجان برای نوشیدن چای یا قهوه استفاده می کردند هنگام بازگشت به کشورشان این پیاله ها را به عنوان یادگاری می بردند و آن را
East Tea Can
می نامیدند یعنی یک ظرف چای شرقی. به تدریج این کلمه به کشور های شرقی بازگشت و در آنجا متداول شد.
Labels: General
Thursday, July 23, 2009
ورزش های پشت میز کامپیوتر
دنیای ماشینی امروز فرصت ها را از افراد گرفته، اما این بدان معنی نیست که چون وقت نداریم، ورزش نکنیم. پشت میزنشینی و مخصوصا کار طولانی با رایانه، از جمله مشاغلی است که این روزها خیلی ها درگیر آن هستند. ازاین رو خواستیم تمرینات ورزشی حین کار طولانی پشت میز و مخصوصا هنگام فعالیت با رایانه را بیان کنیم.
فراموش نکنید برای اجرای این حرکات نه لباس ورزشی لازم است و نه گرم کردن بدن؛ بنابراین در هر جایی می توانید این تمرینات را انجام دهید.
حرکت اولحرکت اول را مطابق شکل می بینید. در این حرکت، کمر را به حالت قائم در آورید. حال دست ها را از پشت گره کنید. سپس با حرکت فنری هر دو دست سعی کنید کشش متعادلی را در عضلات پشت بازو و ساعد خود پدید کورید. این حرکت را 10 مرتبه و در 3 مرحله متوالی با فواصل یک دقیقه انجام دهید.
حرکت دوم
این حرکت هم مطابق شکل تقریبا شبیه حرکت قبلی است، با این تفاوت که این حرکت را می بایست از بالا اجرا کرد. در این حرکت، عضلات زیر بغل و قسمت پشتی عضله دلتوئید بسیار درگیر می شود که در رفع خستگی دست ها بسیار مفید است. این حرکت نیز می بایست به شکل فنری 10 مرتبه و در 3 ست با فاصله یک دقیقه انجام شود.
حرکت سوم
این حرکت دقیقا برای تقویت عضله زیر بغل است و می بایست با دقت انجام گیرد. برای انجام این حرکت باید بلند شوید و پاها را به عرض شانه باز کنید. حال مطابق شکل، آرنج دست راست را با دست چپ بگیرید و مطابق شکل، حرکت کششی را انجام دهید. یک بار دیگر هم، حرکت را برای دست چپ اجرا کنید.
سعی کنید حرکت به آرامی و مطابق توانایی شما انجام شود. این حرکت را 10 مرتبه و در 3 ست با فاصله یک دقیقه برای هر دست انجام دهید.
حرکت چهارماین حرکت برای تقویت عضلات شانه است و به سرعت خستگی این عضلات را می گیرد. برای انجام این حرکت در حالی که نشسته اید یا ایستاده اید، شانه های خود را به آرامی بالا بیاورید و آرام به حالت قبلی برگردانید. این حرکت را 15 مرتبه و در 3 ست به فاصله یک دقیقه اجرا کنید.
حرکت پنجم
روی صندلی بنشینید. دست راست را مطابق شکل بدون آن که از مفصل آرنج خم شود، بلند کنید و به حالت کشیده درآورید. سعی کنید تمامی عضلات ناحیه پشت ساعد، پشت بازو و زیر بغل شما کشیده شود. این حرکت را 15 مرتبه در 3 ست و به فاصله یک دقیقه انجام دهید.
حرکت ششم
این حرکت در رفع خستگی انگشتان و مچ دست بسیار موثر است. مطابق شکل کف دستها را به هم بچسبانید و حرکت چرخشی دست را از مفصل مچ دست انجام دهید. این حرکت را 15 مرتبه و در 3 ست با فاصله یک دقیقه انجام دهید. سعی کنید هنگام انجام این حرکت بایستید، یا به حالت صحیح و اصولی پشت میز خود قرار بگیرید. آنچه در اجرای همه این حرکات ارزش دارد، پرهیز از هر نوع شتاب زدگی است، زیرا اگرچه این حرکات سبب رفع خستگی فرد می شود، ولی اگر به سرعت انجام شود، می تواند باعث کشیدگی دردناک عضلات شود.
منبع: جام جم
Labels: General
Saturday, October 11, 2008
آیا می دانستید (11)
آیا می دانستید كه دوئل كردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی كه طرفین خون خود را بر گردن بگیرند؟
آیا می دانستید كه فیلها تنها حیواناتی هستند كه نمیتوانند بپرند؟
آیا می دانستید كه فوریه 1865 تنها زمانی بود كه ماه كامل نشد؟
آیا می دانستید كه كوتاهترین جمله كامل در زبان انگلیسی I am است؟
آیا می دانستید كه اگر عروسك باربی را زنده تصور كنید، سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتیمتر خواهد بود با گردنی 2 برابر بل؟
آیا می دانستید كه در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را میكندند حتی ابروها و مژهها؟
آیا می دانستید كه كوبیدن سر به دیوار 150 كالری در ساعت مصرف میكند؟
آیا می دانستید كه پروانهها با پاهایشان میچشند؟
آیا می دانستید كه گربهها میتوانند بیش از یكصد صدا با حنجره خود تولید كنند در حالیكه سگها كمتر از 10 تا؟
آیا می دانستید كه تعداد چینیهایی كه انگلیسی بلدند، از تعداد آمریكاییهایی كه انگلیسی بلدند، بیشتر است؟
می دانستید كه اگر یك ماهی قرمز را در یك اتاق تاریك قرار دهید، كم كم رنگش سفید میشود؟
آیا می دانستید كه اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم كردن یك فنجان قهوه را تولید كردهاید؟
Labels: General
Tuesday, August 14, 2007
12 روش براي خوشحال تر زيستن
فـردي درزنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند نبوده است. اما ناخرسندي مزمن مي تواند سلامتي، شغل و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات پزشكي يا افسردگي هاي بلندمدت كه نيازمند تجويزهاي طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، مي توانيد مـيزان خوشحالي خود را كنترل نماييد. بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنيـد تا احساس و ظاهر بهتري به دست آوريد.
دراين قسمت نكته هاي وجود دارند كه شمارا در اين كار ياري مي نمايند:
1- خوش بين باشيد. بـه زنـدگي با ديـدي مثـبـت نگـاه كـنـيد تـا خـود را بـه دليل احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي كـه نصيبتان خواهـد شد، متعجب سازيد. بـه ياد داشته باشيد كه افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود كنند.
2- ديد وسيعي داشته باشيد. اجازه ندهيد مسائل كوچك شما را آشفته نمايـد. بـراي رسيـدن بـه هـدف خـود پـايدار و مـقاوم باشيد، خـواه آن هـدف رياست، پرداخت رهن و يا يك ازدواج طولاني مدت باشد. در ايـن راه بـا موانـعي مواجه خواهيد شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندي بخاطر مسائل كم اهميت دوري نماييد.
3- سپاسگزار باشيد. از ديگران قدرداني كنيد. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدليل موفقيت در انـجـام كـارش بـه او تبريك بگوييد. بـه خدمتكاري كه صبحانه شما را برايتان مي آورد كـلمـه اي محـبت آميـز بيان كنيد. به شخص درمانده اي كـه در خـيـابان از مـقـابـلـش رد مي شويد، چند سكه كمك نموده و از اينكه زندگي مسرت بخشي داريد شكرگزار باشيد.
4- از زندگي لذت ببريد. به كارهايي مبادرت نماييد كه از انجام دادن آنها لذت مي بريد: اتومبيلتان را بـشوييـد، بـه برخي تعميرات جزئي در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنـيـد، خريد برويد. براي خود يك اولويت قائل شده و آنچه را كه دوست داريد انجام دهيد.
5- از جسم خود مراقبت نماييد. خوب بخوريد و ورزش كنيد. به باشگاه رفته و كمي بدويد يـا در يـك بازي ورزشي شركت كنيد. هـمراهي نمودن يـك تـيم به عنـوان يـك عضـو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فكر شما مفيد خواهد بود.
6- برنامه هاي خود را تغيير دهيد. برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جـديدي پيدا كنيد. مرز مشخصي بين كار و تـفريح ايـجاد نـماييد. بـراي فـعاليتهاي ســرگرم كننده و يا تفكر در محيطي آرام از خانه خارج شويد.
7- با مردم در تماس باشيد. آيا بخاطر مي آوريد زمانـي كـه يك دوست قديمي بطور غير منتظره با شما تماس گرفت چه احساسي داشتيد؟ براي يكي از آشنايان ايميلي ارسال نمـوده يا با افراد فاميل و يا دوستان قديمي خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.
8- خلاق باشيد. روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد. اين ممكن است شامل كاردسـتي، باز سازي، نقاشي، ترسيم كاريكاتور، نويسندگي و يا حتي باغداري باشد. مهم نيست كه چــقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي كـنـيـد، اگـر زماني را براي انجام فعاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود.
9- براي خود همدمي پيدا كنيد. تقسيم نمـودن تجربيات با كسي كه به او عشق مي ورزيد، خوشحالي شما را افزايش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنيت، رضايت و شادماني در شما مي گردد.
10- با كسي صحبت نماييد. يكي از دوستان خود را براي هم صحبتي و بيان احساسات و عقايد خود انتـخـاب كـنيد. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وي بـه حـرفهايـتـان گوش مي دهد. چرا كه مي داند شما نيز همين كار را برايش انجام خواهيد داد.
11- تخيل كنيد. آرزوها و بلند پـروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چـيزهايي بـراي انــتظار كشيدن، و جايي براي متمركز كردن انرژي خود خواهيد داشت.
12- بخشنده باشيد. شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسـي (يـا خودتان) را بخاطر چيزي كه اتفاق افتاده و يا گفتـه شـده مـورد بـخشايـش قـرار دهـيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نمي توانيد زمان را بـه عـقب برگردانيد. شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شكستهاي گذشته دوباره بدست آوريد.
نگران نباشيد، خوشحال باشيد!
Labels: General
Tuesday, July 31, 2007
چگونه دروغگو را تشخيص دهيم؟
همه ما در زندگی فرد دروغگویی را سراغ داریم. یک لاف زن حرفه ای. فردی که حتی اگر تلاش هم کند، باز هم نمی تواند از دروغ گفتن دست بردارد. او در مورد هر چیز و همه چیز دروغ می گوید. تعداد خانم هایی که با آنها قرار ملاقات گذاشته، مسائل کاری، استعدادهایش، تحصیلات و در یک کلام همه چیز. او می خواهد با این کار خودش را بزرگتر جلوه داده و در دیگران تاثیر بگذارد.
دلیل دروغگویی هر چیزی که باشد، کسی به این قبیل افراد احترام نمی گذارد. هیچ کس روی آنها حساب باز نمی کند و برای شخصیتشان نیز ارزش قائل نیست. من این کلام را بارها و بارها تکرار کرده ام: مرد است و حرفش.
توانایی تشخیص دروغ
اعماق وجود بیشتر انسانها پاک و محجوب است. آنها هر چقدر هم که تلاش کنند و دروغی بگویند که به اصطلاح مو لای درزش نرود، باز چشمانشان گویای تمام حقایق است. چشم ها هیچ گاه دروغ نمی گویند. اگر شما یک تبهکار حرفه ای هم باشید، چشمانتان هیچ گاه نمی توانند کسی را فریب دهند. پس چرا خودتان را بیهوده به زحمت می اندازید؟
من می توانم یک فرد دروغگو را زودتر از هر كسي شناسایی کنم. به راحتی توانایی تشخیص حقیقت را پیش از اینکه هیچ حرفی رد و بدل شود دارم. حرکات بدن گویای تمام حقایق هستند.
اما اگر مطمئن هستید که آنها در روز روشن در حال دروغ گفتن هستند، نباید به سرعت عکس العمل نشان دهید. این کار باعث می شود که فرد مقابل احساس شرمندگی و خجالت زدگی کند؛ او فقط می خواهد به نوعی خود را در جلوی چشم همگان بزرگ تر جلوه دهد. (بعد از همه این حرف ها، به هر حال روزی فرا می رسد که یک فرد لاف زن از کرده خود پشیمان می شود، حالا چرا شما فردی باشید که او را به شرمندگی می رساند؟)
گاهی اوقات بهتر است به شخص دروغگو نشان دهیم که فقط به خاطر دلایل ضمنی خودمان، دروغش را می پذیریم. این کار باعث می شود که او کمی بترسد و دفعه آینده دروغ نگوید. معمولا انسان ها خیلی مؤدب تر و با سیاست تر از این هستند که بخواهند کسی را دروغگو بخوانند به همین دلیل آدم های دروغگو توانایی هایشان را دست بالا می گیرند و هر روز بیش از پیش دروغ می گویند.
برخی افراد نمی دانند چگونه دروغ بگویند
به طور کلی بیشتر افراد دروغگوهای ماهری نیستند. چرا؟ به این دلیل که همیشه اشکالاتی در داستانهایشان وجود دارد. به عنوان مثال اگر مرخصی استعلاجی می گیرید، پس چرا روز بعد سرحال و شاداب سر کار آماده می شوید؟ دلیلش این است که این جور افراد توانایی دیدن دورنمای بزرگتر را ندارند. آنها نمی دانند که چگونه باید بر روی سخنان کذبشان درپوش بگذارند به همین دلیل همیشه دستشان رو می شود.
من کارمندی داشتم که وظیفه داشت هر هفته گزارشات تحقیقاتی را برایم مهیا کند. روی میزم، هر دوشنبه، درست مثل ساعت. یک روز او دیر حاضر شد، در حالیکه هیچ چیز در دست نداشت وارد اتاق شد و داستانی ساختگی برای عدم جمع آوری اطلاعات برایم تعریف کرد. جدا از اینکه هر بهانه ای هم که می آورد (اصلا به من مربوط نبود که چرا نتوانسته) او به من دورغ هم می گفت.
کارمند عزیز ما به جای جمع آوری اطلاعات یک هفته در شمال مشغول ماهیگیری بوده. آیا فکر نمی کرد که من می توانم به راحتی حقیقت را دریابم؟ او مثل یک کبک سرش را به داخل برف فرو برده بود و تصور می کرد که دیگران نیز توانایی دیدن هیچ چیز را ندارند. بهانه های او واقعا واهی و غیر قابل باور بودند. من قبلا فکر می کردم جوان فعال و پر کاری است، اما در آن زمان از چشمم افتاد و کسی جز یک دروغگو نبود. او فقط می خواست مثل یک مرد رفتار کند، اما توانایی آن را نداشت. البته من اجازه پیش روی را از او سلب نکردم، اما به راستی لنگان لنگان تا کجا می توان جلو رفت؟
یکی دیگر از کارکنانم روزی برایم یک دست کت شلوار با مارک "آرمانی" هدیه آورد. من از او پرسیدم که اصل است یا خیر (در صورتیکه می دانستم مارک لباس قلابی است) اما او با کمال خونسردی گفت اصل است و افزود "من آن را از یکی از عمده فروشی های آرمانی خریداری کردم و فروشنده به من اطمینان خاطر داد که جنس اصلی است." به هر حال چه کارمند من دروغ می گفت، چه عمده فروش آنقدر کودن بوده که جنس اصل و فرع را تشخیص نمی داده، در اینجا شناسایی کاذب کمی دشوار به نظر می رسد. به نظر شما احتمال دروغگویی کدامیک بالاتر است؟
بله دقیقا، خیلی خوبه، دارید یاد می گیرید!
قبول اشتباهات، صداقت
برخی بیش از اندازه نادان هستند، ذهنشان کار نمی کند، توانایی های خود را بیش از اندازه بالا تصور می کنند و فکر می کنند که در مرکز توجه جهان قرار دارند. آنها تصور می کنند که با اتکا به دروغ به راحتی می توانند خودشان را از شر تمام مشکلات خلاص کنند، اما در نهایت دود این کار وارد چشمان خودشان می شوند.
زمانی که دروغ می گویید نه تنها ارزش شما در نظر اطرافیانتان از بین می رود، بلکه انسانیت شما نیز نابود می شود. گفته هایتان حقیقت ندارند، همه آنها وهم و فریب هستند. در این حالت چگونه می توانید انتظار داشته باشید که دیگران شما را جدی بگیرند؟
اگر کسی دروغ بگوید چیزی نمی گذرد که به او برچسب دروغگویی می چسبانند و نام چوپان دروغگو بر او می گذارند. همه چیز برایتان تمام خواهد شد. زمانیکه در شرایطی گیر می کنید که برای رهایی از آن مجبور هستید اندکی قوه تخیل خود را به کار بیندازید، بهتر است دهنتان را ببندید و چیزی نگویید. به جای دروغ گفتن به اشتباهاتتنان اعتراف کنید و تا در نظر همگان بزرگتر جوه کنید. صادق باشید و همه مردم را نیر به صداقت فرا خوانید. هر کاری که انجام دهید نتیجه آن را بزودی می بینید حال چه در شغل چه در زندگی خانوادگی.
بیاد داشته باشید که چینی ها دور زمان را به صورت یک چرخه در نظر می گیرند که همه چیز روزی به سمت جایگاه اولیه خود باز می گردد؟ این حقیقت دارد.
حرف ها و دروغ هایی که از دهانتان خارج می شود درست مثل شمشیری است که به دست دشمن می دهید، پس هیچ گاه به دست افراد سلاحی ندهید تا در آینده بر علیه خودتان از آن استفاده کنند.
دروغ گفتن به خانم ها
یک استثنا برای قانون "اصلا دروغ نگویید"، خانم ها هستند
اگر دروغ مصلحتي نگویید (مانند تعريف از هيكل، دست پخت، علاقه به مادر زن،...) در زندگی نمی توانید به هیچ خانمی نزدیک شوید. این به این دلیل نیست که کذب خوب است بلکه دلیل آن این است که دنیای خانم ها متفاوت بوده و قانون های مخصوص به خود را دارد. بدون دروغ حقیقت زیاد می شود که اکثر آنها نیز جزء حقایق تلخ به شمار می روند. بین خودمان بماند اما خانم ها مانند آقایون توانایی تحمل تمام حقایق را ندارند. طبیعت آنها این چنین سرشته شده است. بهتر است شکایت خود را به درگاه خداوند ببرید.
توجه کنید، شاید کمی دردناک باشد، اما حقیقت دارد. این مقاله مربوط به ملاقات خانم ها و آقایون نیست، مقاله ای برای صاحب اختیار کردن و قدرت بخشیدن به شما در مسائل شغلیست. فکر نکنید که نباید به خانم ها احترام بگذارید و هر طوری که دلتان خواست با آنها رفتار کنید. فقط می خواستم برای شما این مطلب را روشن کنم که قوانین دنیای تجارت با دنیای عشق و علاقه کمی متفاوت است.
نکاتی برای شناسایی افراد دروغگو
تصور کنید که شما همین دیروز متولد شده اید و نامتان هم "گول خور" است. در این قسمت نکاتی است تا اگر کسی در حال دروغ گفتن به شما بود بتوانید خیلی سریع آنرا تشخیص دهید:
چشم ها: چشم طرف مقابل را بخوانید. اگر آنها بی قرار بود و مردمک چشم بیش از اندازه گشاد شده بود نشانه از دوغگویی است. اگر تمام مدت پایی را نگاه می کرد و یا چشمش به این طرف و آنطرف بود و هیچ گاه مستقیما به چشم های شما خیره نمي شد بدانید که که حرف هایش کذب محض است.
اگر جلوی دهان و یا قسمت های دیگر صورتش را می گرفت.
پیشینیان اعتقاد داشتند که هر گاه کسی بینی خود را بخاراند در حال دروغ گفتن است. من خرافاتی نیستم اما یک انسان راستگو هیچ گاه زمان پاسخ به پرسش ها بینی خود را نمی گیرد، فین فین نمی کند و آنرا نمی خاراند.
اگر به این طرف و آن طرف حرکت می کرد تا به نحوی در تمرکز شما نسبت به موضوع مورد بحث اختلال ایجاد کند.
من من کردن و بعد درست کردن کلمات (شاید این اتفاق برای خودتان هم پیش آمده باشد در چنین شرایطی اصلا لازم نیست که بر گردید و کلمات غلط تلفظ شده را مجددا تکرار کنید)
اگر تنها اشاره مختصری به جزئیات قضیه می شود و همان حرف ها را برای متقاعد کردن خودش چندین بار تکرار می کند. او خیلی مشکوک به نظر می رسد درست مثل یک وکیل در زمان دفاع از متهم.
داستان او پیچیده و تا حدی تحریف شده است و باعث گیج شدن می شود .
دائما در حال تغییر دادن موضوع مورد بحثی است، پرسش های انحرافی می پرسد و به سوالات شما را نیز پاسخ نمی دهد.
همیشه در زمان جواب دادن به سوالات از جمله "آیا تو به من اعتماد نداری" استفاده می کند.
سوالاتی را که به نفعشان نیست نمی شنوند. چی؟ آیا در عرض 10 ثانیه راه گوششان مصدود می شود؟ آنها زمانی که از شما خواهش می کنند تا سوال خود را مجددا تکرار کنید، زمانی پیدا می کنند تا به گفته های کذبشان شاخ و برگ دهند.
جزئيات پس از چند روز از این رو به آن رو می شود (دوباره اگر یک چنین اتفاقی برای خود شما افتاده باشد، حتما به یاد می آورید که جزئیات را بارها و بارها عوض کردید) چند سال بعد در مورد همان داستان از او سوال کنید، آنگاه با تلی از دروغ های مختلف روبرو خواهید شد.
همش همین بود.
Labels: General
Thursday, July 26, 2007
7 راه علاقمند كردن شنوندگان
همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.
در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.
1- شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.
اشتباه نکنيد...مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک جوک شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.
2- سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي بایستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.
3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.
4- از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد.
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.
5- لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.
6- حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.
7- تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود. چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.
موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ
با اجراي اين نکات مطمئناً موفق خواهيد شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهيد.
Labels: General
Wednesday, July 25, 2007
4 فاكتور موفقيت شغلي
بـرای داشـتن شرکتی موفق باید استعداد، طرز برخـورد، و اهـداف مخـتــلف در نظر گرفته شود. بیشتر افراد معمولا از مـقـوله تـبـلیغـات چــشم پوشی می کنند، در حالیکه این مــورد بخصوص خود یکی از عوامل مهم به موفقیت رساندن بسیاری از بزرگان امر تجارت می باشد.
برای رسیدن بـموفقیت باید خود را با تمام وسایل موفقیت افـراد حـرفه ای مـــجهز کنید. البته منظور ما این نیست که تمام درها و دیوارهای دفترکار خود را با مدارک دانشگاهی و افـتخارات تحصیلی و آموزشگاهی پر کنید. داشتن دیپلم های جور واجور چیز خوبی است، اما به شما هیچ کمکی نمی کنند که بتوانید بازده کاری را بالا ببرید و فرد کارآمدی جلوه کنید.
شما نیاز به چیزهای بیشتری دارید؛ در جهانی که ظواهر همه جا را احاطه کرده اند، لوازم جانبی و طریقه استفاده از آنهاست که موفقیت و شکست شما را نمایان می سازد. چنین امکاناتی به اندازه تحصیلات مهم هستند.
به حساب آوردن مسائل جزئی
موکلین پر توان، کارفرما، مشتری، رؤسا به دنبال فرد فعالی هستند که توانایی عمل کردن را داشته باشد. این توانایی به منزله نقطه عطفی در زندگی به شمار میرود و باعث ایجاد تمایز بین شما و سایرین شده در آخر نیز برایتان شهرت و شکوه را به ارمغان می آورد. من نام این قبیل نکات را "کیت موفقیت شغلی" گذاشته ام. شما نباید هیچ گاه منزل خود را بدون آنها به مقصد کار ترک نمایید.
شاید هزینه تهیه برخی از آنها از سایرین کمی بیشتر باشد؛ اما این موارد جزء سرمایه گذاریهایی هستند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. برای اینکه شبکه ارتباطی شما به درستی پی ریزی شود، باید تمام تجهیزات لازم برای برقراری ارتباط را به همراه خود داشته باشید.
4 وسیله مورد نیاز یک تاجر
به خاطر داشته باشید که 4 وسیله ذکر شده در این بخش نقش مهمی را در موفقیت شغلی فرد ایفا می کند. سعی کنید همیشه یک دست کت شلوار شیک بپوشید، کفش های واکس زده به پا کنید و یک کیف سامسونت به دست گیرید. البته این موارد جزء اولویت های مقدماتی هستند و بعد از آن نیز موارد زیر را که به نام "4 شگفت انگیز" مشهور هستند، رعایت کنید.
کارت ویزیت
کارت های ویزیت برگ برنده هر موسسه بزرگ بازرگانی به شمار می روند. آنها به عنوان شناسنامه و برگ تعیین هویت و اصالت کارخانه ها هستند. و از آنجایی که چهره شغلی باید کمی محافظه کارانه باشد به همراه داشتن کارت انتخاب زیرکانه ای است. به عبارت دیگر : آنرا جدی بگیرید.
به نکات اساسی توجه کنید (مثل نام، عنوان، نام شرکت، و شماره تلفن و آدرس و پست الکترونیک) در حالی که رویدادهای ناخواسته را نیز کنترل می کنید. (مثلا کارت شما نباید تا شود و یا لکه های چربی بر روی آن ریخته شده باشد.) در انتخاب نوع کاغذ نیز دقت کنید و از خود خساست به خرج ندهید. به خاطر داشته باشید که چون کارتها می توانند ساختمان شغلی شما را پا بر جا نگه دارند به همین دلیل باید یک کاغذ با کیفیت انتخاب کنید، مثل کتان. این یک اجبار است. همچنین مطمئن شوید که جنس آن طوری است که به راحتی می توان روی آن نوشت.
اجازه دهید که دیگران از شما درخواست ارائه کارت کنند و همینطوری یکدفعه کارت های خود را به آنها ارائه نکنید. کارت های خود را باید درون یک جعبه درجه یک قرار دهید و کارت هایی را که دیگران به شما می دهند هم درون همان جعبه بگذارید. با این کار نه تنها آنها را گم و گور نمی کنید، بلکه افرادی که شما از آنها کار دریافت کرده اید، احساس می کنند که شما برایشان اهمیت خاصی قائل هستید.
کار پیرا (اُرگنایزر)
چه همان صورت جلسه های سنتی را ترجیح دهید چه یک ارگانایزر دیجیتالی، به هر حال هر کسی نیاز به چیزی دارد تا از آن طریق بتواند اطلاعات مهم را نگهداری کرده و قرارهای ملاقات مهم آینده را نیز در آن ذخیره کند. هر چند استفاده از تکنولوزی جدید فواید خاص خود را داراست: به راحتی می توانید اطلاعات ضروری را دانلود کنید، و اگر دستگاه شما دچار اشکالی شود به راحتی قابل تعمیر و یا جایگزینی است. به شما اجاره می دهد که به راحتی اطلاعات مربوط به یک فرد خاص را به روز (آپدیت) کنید. جستجو در آن به راحتی انجام می پذیرد و شما می توانید دسترسی آسان به تمام اطلاعات داشته باشید.
به یاد داشته باشید که حتما به اندازه کافی حافظه جانبی خریداری کنید؛ یک شارژر در دسترس داشته باشید. یک نشان ثابت برای گروه بندی افراد مختلف انتخاب کنید. (مثلا نام/نام خانوادگی، نام شرکت و غیره.) اگر نگوییم تمام ارگانایزرها اما تعداد زیادی از آنها دارای ساعت هشداردهنده نیز می باشند، که شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید. در آ خر باید برنامه خود در آغاز هر صبح نگاه کوتاهی کنید و برنامه خود را مطابق با آن تنظیم نمایید.
موبایل
جزء جدا نشدنی هر فرد حرفه ای تلفن همراه می باشد. این وسیله به شما امکان می دهد که در هر ساعت از روز و در هر کجا توانایی دسترسی به مشترکین خود را پیدا کنید. و نه تنها شما همیشه در دسترس خواهید بود، بلکه تلفن وسیله مناسبی است تا بتوانید شماره های ضروری خود را در حافظه آن ذخیره کنید. برخی مدل های جدید گوشی های تلفن همراه امکانات بیشتری از یک تلفن معمولی را به شما ارائه می دهند.
از شارژ موبایل خود اطمینان خاطر پیدا کنید تا خدای نکرده تلفن های ضروری را از دست ندهید. برای تلفن هایی که مکررا از آنها استفاده می کنید از حافظه صوتی استفاده کنید تا با ذکر نام افراد عمل شماره گیری انجام شود. و لطفا چند هزار تومان ماهیانه را پرداخت کنید تا تلفن شما به سیستم voice mail نیز مجهز گردد. شاید وقتی رئیستان به شما احتیاج پیدا می کند شما در حال رانندگی در داخل یک تونل باشید در اینجا تنها چیزی که به داد شما می رسد تلفن همراه است.
خودکار با کلاس
خودکار شاید فقط یک خودکار باشد اما چه احساسی به شما دست می دهد اگر وکیل و یا یک حسابدار برگه های شما را با یک خودکار 200 تومانی امضاء کنند؟ اصلا نیازی به گفتن نیست. چرا که شما جذب فرد مورد نظر نمی شوید. خودکار شما به منزله امضای شماست و به همین دلیل شما باید این کار را با ظرافت کامل انجام دهید.
راهنمای خرید خودکار ساده است:
- مدل های ظریفتر را خریداری کنید
- از آن در محل خنک نگهداری کنید (تا جوهر آن از بین نرود و پس ندهد)
- مطمئن باشید که می نویسد
خودکار شما همانند تلفن همراه زمانی که به آنها نیاز پیدا کنید، حرف اول را می زند. اضافه کردن یک امضای ظریف هنر دیگری است که شما را از سایرین متمایز می نماید. حتی اگر برای خرید لوازم تحریر مناسب مجبور هستید یک کیلومتر راه بروید این کار را انجام دهید چراکه ارزشش را دارد.
آماده باشید
"کیت موفقیت شغلی" به شما کمک می کند که همیشه در دسترس باشید و ارزش بیشتری به شما می بخشد و باعث می شود تا در نظر تمام مشترکین خود محترم تر جلوه کنید.
در این جا باید ذکر کنم که تمام موارد بالا را باید به عنوان ضروریات کار خود در نظر بگیرید و نه به عنوان وسایل حاشیه ای که می توانید توسط آنها تاثیر گذارتر و با نفوذتر جلوه کنید. هر کسی می تواند یک گوشی همراه مدل بالا و خودکار خوبی خریداری کند اما اینکه چگونه می تواند از آنها به درستی استفاده کند تا از آن طریق از پله های نردبان موفقیت شغلی بالا رود، بحث دیگری است.
Labels: General
Wednesday, July 18, 2007
براى رفع كسالت
اگر 19 روش زير را انجام دهيد كسالت ديگر معنا نخواهد داشت
براى اين كه به زندگى احساس بهترى ببخشيد و حسى جديد داشته باشيد بايد روش هايى را در زندگى به كار ببنديد.
1 - دوست خودتان باشيد
سعى كنيد همان طور كه با صميمى ترين دوستانتان برخورد مى كنيد، با خودتان نيز رفتار كنيد. وقتى كه دوستى يا كسى كه به او علاقه داريد در وضعيت روحى بدى به سر مى برد و از شما كمك مى خواهد براى او چه مى كنيد؟
از او مى خواهيد تا نگران نباشد. به او مى گوييد استراحت كند يا به نوعى سرخودش را سرگرم كند و به مشكلش فكر نكند و ...
در اين حالت و در اين روزها به خودتان نيز همان توصيه ها را بكنيد.
2 - احساس پرواز كنيد
در جايى قرار بگيريد كه سكوت و آرامش دارد. براى دقايقى تصور كنيد پرنده اى هستيد كه در آسمان لايتناهى در حال پرواز است. همانگونه كه ابرها در آسمان حركت مى كنند، سعى كنيد مشكلات را از جلوى چشمانتان عبور دهيد. اين روش به شما ياد مى دهد كه به خاطر بياوريد مشكلات قابل عبور و گذر هستند و هميشه در كنار ما نخواهند ماند.
3 - رنگ نارنجى
از زمان هاى قديم «رنگ درمانى» جزو موارد بسيار مهمى بوده كه توسط روان شناسان شناخته شده است. از رنگ ها براى كاهش استرس در بيماران و دادن آرامش به آنها استفاده زيادى شده و مى شود. روان شناسان معتقد هستند كه رنگ نارنجى باعث افزايش حس خوشبينى، اشتياق و شانس آوردن است. براى اين كه اين احساس در شما شناور شود چند شاخه گل نارنجى در گلدان بگذاريد و به آنها نگاه كنيد. تابيدن نور نارنجى يا ليوان هايى به اين رنگ نيز به شما احساس شادى مى دهد. در فصل زمستان مى توانيد يك سبد نارنگى، خرمالو يا پرتقال روى ميز بگذاريد.
4 - خريدهاى ارزان
همه مردم وقتى موفق مى شوند هنگام خريد تخفيف بگيرند شاد مى شوند؛ براى اين كه حس شادمانى را در خود تقويت كنيد ارزان تر خريد كنيد و پولهايتان را پس انداز كنيد تا در مواقع ضرورى به كارتان بيايد و بتوانيد در آن زمان ها احساس آرامش و شادى كنيد.
5 - شكلات بخوريد
زنان به خوردن شكلات علاقه مند هستند، زيرا تحقيقات نشان داده كه شكلات باعث مى شود حالات و روحيات افراد تغيير كند. شكلات ميزان سروتونين و اندروفين خون را زياد مى كند و اين دو هورمون باعث شادمانى مى شود. سعى كنيد گاهى شكلات بخوريد، تا اين احساس در شما تقويت شود.
6 - مشكلات را دور بريزيد
هرچه را كه به نظرتان مى آيد در زندگى موجب ايجاد مشكل و ناراحتى برايتان شده، روى كاغذى بنويسيد. سپس تك تك موارد را بخوانيد و روى آن خط قرمز بكشيد و سپس وقتى براى تمام موارد راهكار پيدا كرديد، كاغذ را مچاله كنيد و دور بيندازيد.
7 - خوش بين باشيد
به مشكلات به گونه ديگرى نگاه كنيد. بر اين باور باشيد كه حتى مى توان سختى ها را نيز با نگاه ديگرى ديد. اميد به زندگى داشته باشيد. روان شناسان معتقدند اگر حتى اشخاص بيمار و بيماران لاعلاج اميد خود را از دست ندهند، بر بيمارى چيره خواهند شد. سعى كنيد در مواقع سختى به اين فكر كنيد كه افرادى كه وضعيت بسيار دشوارترى از شما دارند همواره در كنارتان هستند. برخورد كردن با مشكلات و موانع را بياموزيد تا احساس خوشبختى كنيد. براى داشتن زندگى خوب، بايد انرژى مثبت داشته باشيد.
8 - از هم تعريف كنيد
در زمانى كه از انجام كارهاى روزانه و يا در محيط كار كاملاً خسته شده ايد و هيچ انرژى و توانى برايتان نمانده است سعى كنيد لبخند بزنيد و بگوييد كه احساس خوبى داريد. در اين لحظات از اطرافيان خود و صفات خوبى كه دارند تعريف كنيد. خواهيد ديد كه بعد از لحظاتى روحيه شما تغيير خواهد كرد و احساس شادى در شما به وجود خواهد آمد.
9 - آنچه را دوست داريد بنويسيد
هر چيزى را كه مورد علاقه تان است و به آن عشق مى ورزيد روى كاغذى بنويسيد. اين كار حس خوبى به شما خواهد داد. زيرا متوجه مى شويد كه با برگشت به خاطرات گذشته زمانى به آنچه و آن كسانى كه در كنارتان زندگى كرده اند احساس محبت داشته ايد.
10 - حمام كنيد
بعد از شنا كردن در دريا احساس جوانى مى كنيد. براى اين كه احساس طراوت را در روزها و شب هاى پاييزى پيدا كنيد كافى است يك فنجان نمك داخل وان حمام بريزيد و آن را با آب گرم پر كنيد. با شمع هاى معطرى كه در كنار وان مى گذاريد، آرامش خاصى پيدا مى كنيد.
11 - موسيقى گوش كنيد
سعى كنيد براى لحظاتى موسيقى گوش كنيد. با موسيقى مى توانيد به آرامش ذهنى برسيد و مشكلات را فراموش كنيد. حتى اگر شده اين كار براى دقايقى يكنواختى زندگى را از بين مى برد.
12 - استراحت كنيد
وقتى كه از انجام كارهاى مختلف خسته شده ايد و تحت فشار زيادى قرار گرفته ايد، مطمئناً نمى توانيد كارى كنيد كه به اين مشكلات پايان دهيد. در اين مواقع بهتر است دست از كار بكشيد، كتاب جديدي برداريد، دراز بكشيد و شروع به خواندن كنيد. اين كار را حداقل براى يك ساعت هم كه شده انجام دهيد تا به اثرات بسيار مؤثر آن واقف شويد.
13 - با رنگ ها بازى كنيد
به سراغ مداد رنگى، گواش، آبرنگ و ماژيك كودكتان برويد و مثل آنها شروع به نقاشى كنيد. نقاشى حالات درونى تان را بازگو مى كند؛ همانطور كه يك كودك نيز با نقاشى احساس درون خود را به خوبى نشان مى دهد. با بازى كردن با رنگ ها احساس آرامش و شادى به شما دست خواهد داد.
14 - آزاد باشيد
سعى كنيد كارهايى را كه تمايل به انجام آن داريد به راحتى انجام دهيد. درست مثل كودكى كه دوست دارد آواز بخواند و از هيچ كس خجالت نمى كشد. اگر از آواز خواندن لذت مى بريد بدون اين كه خجالت بكشيد آواز بخوانيد. اگر از انجام اين كار جلوى ديگران مى هراسيد در جاى خلوتى آواز بخوانيد. موسيقى و تخليه احساسات با آواز، گردش خون شما را تنظيم مى كند و احساس خوبى به شما مى دهد.
15 - خدا را سپاس بگوييد
به ياد سه موفقيت آخرتان بيفتيد و با سپاسگزارى و شكرگزارى از خداوند و كشيدن يك نفس عميق، انرژى بيشتري ذخيره كنيد.
16 - خيرخواهى كنيد
كمك كردن به ديگران و نسبت به آنان خيرخواه بودن، احساس خوشايندى را به افراد مى بخشد. اين احساس بدن را پر از هورمونى مى كند كه احساس خوبى را بيشتر مى كند. به افراد نيازمندى كه در اطرافتان وجود دارد كمك كنيد، فرقى نمى كند كه ميزان و نوع اين كمك چه باشد، مهم اين است كه خيرخواه باشيد.
17 - به عكس هاى قديمى نگاه كنيد
آلبوم هايتان را ورق بزنيد و به عكس دوستان و اقوام نگاه كنيد. با ديدن آنچه كه در گذشته بوده و خاطرات سال هاى قبل لبخندى روى لب هاى شما خواهد نشست و احساس خوبى در وجودتان برپا خواهد شد.
18 - پيغام جديد تلفنى بگذاريد
اگر تلفن همراه تان يا تلفن خانه تان پيغام گير دارد، جملات جديد و متفاوتى روى آن بگذاريد. مى توانيد روى اين پيغام گير بگوييد: «براى دعوت كردن من به ميهمانى يا شام، بعد از شنيدن صداى بوق پيغام بگذاريد!» مى توانيد جوكى تعريف كنيد يا جمله اى طنز روى پيغام گيرتان ضبط كنيد. اين كار، به خود شما و كسى كه به شما تلفن زده شادى مى بخشد.
19 - بوهاى شادى آفرين
بعضى از بوها براى تغيير احساس انسان شناخته شده اند. گل رز، بابونه، شمعدانى معطر، ليمو و بالنگ از جمله اين بوها هستند. اين بوها را به عنوان خوشبوكننده و معطركننده هوا و فضا مورد استفاده قرار دهيد.
Labels: General
Saturday, June 30, 2007
حساسيت خودرو به بستني وانيلي
بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد:
اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا، نوع بستني انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من به تازگي يك خودروي شورلت پونتياك خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟
مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد! مهندس جوان و جوياي راه حل، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!
نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار (Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت پونتياك و مشتري بود.
----------------------
مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند داشته باشيم.
آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟
يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام به ظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات شرکت ماست. اگر در پي نوآوري هستيم، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟
بي ربط و با ربط، حرف مشتري گوهر است.
Labels: General
Tuesday, June 26, 2007
انواع دست دادن
حتماً از تاثیر اولین برخورد در طرف مقابل آگاه هستید. فکر می کنید اولین چیزی که به طرف مقابلتان نشان می دهد کـه چـه نـوع آدمـی هسـتـیـد چیـسـت؟ بــله، نـحوه دست دادنتان...
سـعی کنـیـد هـمیـشه سـفـت و مـحکم دست بدهید، این باعث می شـود کـه در اولین برخورد تاثیر خوبی بگذارید. بعد از بـررسـی و دقــت زیاد روی این موضوع، دست دادن را به پنج گروه تقسیم بندی کرده ام که هر کدام نشان دهنده نوعی شخصیت است.
دست دادن با دست های خیس مسلماً دست دادن های زننده و تنفر آور انواع بسیاری دارد، اما دست دادن با دستهای خیس بدترین آنهاست. حتماً توجه داشته باشید که قبل از دست دادن با کسی دست های خود را کاملاً خشک کرده و آنها را از عرق پاک کنید.
در اینجا به دو نکته برای چگونگی خشک نگاه داشتن دست هایتان اشاره می کنیم:
1- قبل از رفتن سر قرارهای مهم یا مصاحبه های کاری دست هایتان را خوب شسته و بعد خشک کنید. دقت کنید که تا موقع دست دادن با فرد مزبور از بستن دست هایتان جلوگیری کنید. چون باعث گرم شدن دست ها و نتیجتاً عرق کردن آنها می شود.
2- دستان خود را قبل از دست دادن خشک کنید. همیشه دستمالی برای این کار با خود همراه داشته باشید.
دست دادن شل و ول
دست دادن شل و ول نشان دهنده ی ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلماً این خصوصیات متضاد قدرت و استحکام است که ويژگي افراد محترم و موفق است. توصیه می کنم اگر حالت دست دادنتان شل و ضعیف است، هنگام دست دادن کمی نیرو صرف کنید. مطمئناً دست دادن سفت و محکم تاثیر بسیار بهتری در مخاطب می گذارد.
دست دادن نوک انگشتی
مطمئنم قبلاً برایتان اتفاق افتاده است. یک نفر هنگام دست دادن نوک چهار انگشتتان را می گیرد و نمی گذارد که دستتان کاملاً در دستش قفل شود و بعد دستتان را به سختی می فشارد. باید سعی کنید تا می توانید از چنین دست دادنی خودداری کنید. البته ممکن است گاهاً به طور تصادفی یا وقتی عجله دارید برایتان پیش آید. اما به شما توصیه می کنم در این مواقع از فرد مخاطب عذرخواهی کرده و دوباره با او دست بدهید. ممکن است کار خوبی نباشد اما در ذهن فرد مقابل می ماند که چقدر برایش احترام قائل بوده اید.
دست دادن خیلی محکم
قدیمی ها معمولاً اینطور دست می دادند. احتمالاً تا به حال با چنین موردی برخورد کرده اید. فردی احساس می کند قوی ترین مرد جمع است و هنگام دست دادن دستتان را مثل لیمو می چلاند. درست است که من از دست دادن محکم خوشم می آید اما این استحکام نباید موجب ناراحتی طرف مقابل شود.
دست دادن دوستانه و خودمانی
مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و غریبشان را کنار بگذارند. نیازی به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافی است.
درست است که دست دادن مسئله ای پیش پا افتاده است اما می تواند عامل مهمی در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود. سعی کنید که خیلی راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابل بگذارید.
Labels: General
Wednesday, June 20, 2007
ارتباطات خود را تقويت كنيم
پيشرفت انسان در زندگي به اين بستگي دارد كه تا چه حد با جوانان مهربان باشد، با كهنسالان با عطوفت رفتار كند، با تلاشگران همدردي نشان دهد و در برابر ضعفا و اقويا شكيبا باشد، چون هر انساني روزي در زندگي همهي اين مراحل را ميپيمايد. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "صومعهسرا" به نشاني http://ershad-somesara.blogfa.com در ادامه ميخوانيد: روابط شخصي ما با ديگران همچون هوايي كه تنفس ميكنيم براي ما حياتي است. همهي ما نيازمند داشتن دوستان ، دوستداران ، و همنشيناني هستيم كه بتوانيم غمها و شاديها، و ترسها و موفقيتهاي مان را با آنها در ميان بگذاريم. اين تبادلها در سطوح عميقي در ما نفوذ كردهاند و ما را تغذيه ميكنند. همهي ما نيازمند دوستي، عشق و محبت، مراقبت، و احساس تعلق هستيم، اما با وجود اين، اغلب ما ناتوان و يا بيميل از برقراري تماسهاي معني دار، جدا و دور افتاده از يكديگر باقي ميمانيم. در اين نوشته آمده است: ما نيازمند رويكردهاي جديد و اشتياقي قويتر هستيم تا بتوانيم از امكاناتي كه در تبادلات انساني نهفتهاند بهرهبرداري كنيم. اگر بخواهيم، ميتوانيم منبعي غني براي رشد و حمايت يكديگر تبديل شويم و به خودمان نيز در طي اين جريان قوت ببخشيم. كشف اينكه به چه نحوي ميتوانيم يكديگر را تقويت و حمايت كنيم، در جريان سفر ما به سوي روابطي پر معناتر، نقطه ي عطفي براي ماست. ما در مييابيم كه به هنگامي كه گشاده رو هستيم، مردم از ما استقبال بيشتري ميكنند، ما را با وجود آنچه هستيم ميپذيرند و ما به جاي احساس بيارزشي ، به شيوههايي نامنتظر رها و آزاد، سرزنده، و سر حالتر مي شويم. وقتي كه چنين ميشود، هر گونه تماس ما با ديگران پر معنا، مهم و غنا بخش مي گردد.ما مي توانيم با صرف كوچكترين تلاش به ديگران قوت قلب ببخشيم، با اين كار ما هم خودمان و هم ديگران را نيرومندتر ميسازيم. قوت قلب بخشيدن به ديگران روشي ويژه و نوآورانه در تأثير گذاشتن بر زندگي ديگران است. در ادامه ميخوانيد: در جهان هيچ ثروتي بزرگتر از دوستي و روابط انساني وجود ندارد. براي هر كس كه با او ملاقات ميكنيد دوست خوبي باشيد، در خدمت مردم باشيد، به آنها عشق بورزيد، و آنها را بپذيريد. بدون هيچ چشمداشتي، و صرفنظر از نوع واكنش آنها، به مردم عشق بورزيد. منتظر نباشيد كه ديگران قدم اول را بردارند. گشاده نظر باشيد.
Labels: General
چگونه با تنهايي كنار بياييم
آيا تا كـنـون احساس دلتنـگـي، افسـردگـي، طـردشدگي، بي ارزشي و تنهايي را تجربه كرده ايد؟ آيا با محيط وافراد پيرامون خود احساس بيگانگي مي نـماييد؟ آيـااحساس مي كنيد كسي در كنار شما نيست تا بتوانيد تجربـيـات احساسات خود را با وي درميان بگذاريد؟
هـر فـردي در طـول زندگي خود گه گاهي احساس تنهايي ميكند اما تنهايي الزاما بــمفهوم تنها بودن نميباشد شـما مـمكن است در ميان جمع و يا در يك ميهماني بوده و بـا احــساس تنهايي كنيد. تنهايي يك حالت ذهـنـي دردنـاك احساس عدم رابطه با ديگران است. هـنگامـي كـه تـنها ميباشيد احساس نياز به تفاهم و اشتياق براي قسمت كردن احسـاسات و افـكارتان با ديگران در شما پديدار ميگـردد. اما زماني كه به مـرحله تنهايي راه مي يابيد چه اتفاقي روي ميدهد؟
در ذيـل به برخي از احـساساتي كـه در دوره تنــهايي با شـما هـمراه مي گـردنـد اشاره ميكنيم:
1- احساس اعتماد بنفس پايين.
2- احساس آنكه ديگران دائما در حال ارزيابي شما ميباشند.
3- از ملاقات با افراد جديد و يا حضور در مجالس عمومي دوري ميكنيد.
4- نسبت به ظاهر و خصوصيات شخصيتي خود خيلي انتقاد آميز برخورد ميكنيد.
5- خود و ديگران را بخاطر ضعف روابط اجتماعي خودتان ملامت مي كنيد.
6- اين تصور غلط در شما ايجاد ميگردد كه هيچكس شما را دوست ندارد.
7- در بيان احساسات خود دچار مشكل مي گرديد.
8- از آنكه از حقوق خود دفاع كرده و بـه درخـواستهاي غير منطقي "نه" بگوييد بـيـمناك مي شويد.
9- نسبت به موقعيتها واكنش افراطي بروز ميدهيد.
10- احساس انزوا، دلتنگي و تنهايي شديد مي كنيد.
اكنون شما چه خواهيد كرد؟ شما كه نمي تـوانيد تا آخر عمرتان اينگونه به زندگي ادامه دهيد. آمـوختن آنكه چگونه با تنهايي در زندگي خود كنار بياييم يكي از چالشهاي بزرگ زندگي ما ميباشد. راهكارهاي صفحه بعد به شما كمك خواهند كرد.
- با آن رودررو شويد: از آنكه به تـنـهايي خـود اذعـان كـنـيـد واهـمه نـداشـته باشيد. حقيقت آن است كه شما تا زماني كه علت امري كه سبب آزار شما شده را تـشـخيص نداده باشيد، قادر به تخفيف و تسكين مشكل خود نخواهيد بود.
2- آن را بپذيريد: مـهم اسـت كـه پـي بـه ايـن مسئله ببريد كه زمانها و موقعيتهايي در زندگي هر فرد وجود دارند كه در او ايجاد احساس تنهايي مي كنند چـه فــرد بخواهد چه نخواهد. ميزان معيني از احساس تنهايي بخش اجتناب ناپذيري در هر زندگي ميباشد. بجاي آنكه از آن گريزان باشيد بياموزيد چگونه با آن كنار بياييد.
3- تدبيري بيانديشيد: اغـلب پـريـشاني ها و ترسهاي ناشي از تنهايي را مي تـوان با شناسايي علل مشكلات و سپس تلاش براي اصلاح و بهبود شـرايـطي كـه سبب ايجاد احساس تنهايي در شما گرديده است، تقليل داد.
4- از آن سود بريد: تنهايي خود را توسط آموختـن روش كـنـار آمـدن بـا آن مبدل به يك مزيت گردانده و اتكاء به نفس خود را افزايش دهيد- مهمترين سرمايه شما به عنوان يك فرد تنها- از آن به عنوان يك فرصت مناسب براي شـنـاخـت هـر چـه بـهتر خـود اســتفاده كنيد. در عوض تحمل دوران وحشتـنـاك تـنـهايي با تعـمق در افكار، احساسات و ادراكات خود فرصتهايي براي رشد و پيشرفت شخصي خود پديد آوريد.
5- خود را سرگرم فعاليتهاي دلخواه خـود كنـيـد: در هـنـگام تنهـايـي بـرخـي افـراد آشفته وار به اين طرف وآن طرف پرسه زده و بدنبال فردي ميگردند كه بتوانـند توجهشان را معطوف وي كنند. در عوض از اين فرصت استفاده كرده و وقت خود را صرف سـرگرميها و فعاليتهاي خاص و دلخواه خود نماييد.
6- دست بكار شويد: پيشقدم شويد و اولين گام را شما بـرداريد.در عـوض آنكه منتظر فـردي باشيد كه از راه برسـد و شمـا را نـجات دهـد.در سـلام و احـوالـپرسـي بـا ديـگران پـيـشـقدم گرديد. لبـخنـد بـزنيــد و سلام كنيد. گذشته از آن، شـمـا بـايـد روي مهارتهاي اجتماعي و ميان فردي بيشتر كار كرده و بياموزيد كه بيشتر از حقوق خود دفاع كنيد.
7- كارهاي داوطلبانه انجام دهيد: كمك به ديگران اعتماد بنفس شما را افزايش داده و فرصتهاي جديدي براي شما پديد مي آورد تا بتوانيد با افراد جديدي ملاقات كنيد.
8- مشاركت كنيد: در يـك دوره آموزشي ويژه بزرگسـالان كـه در رابـطـه بـا رشـد فـردي مي باشد ثبت نام كنيد. بـراي مثال در كلاسهاي تقويت اعتماد بنفس ، روشهاي رابطه برقرار كردن با ديگران، چگونگي دفاع از حقوق فردي و چگونه مثبت باشيم عضو گرديد.
9- از عادات خوب پيروي كنيد: بجاي آن كـه يك گوشه بنشـيـنيد و هيـچ كـاري انـجام ندهيد: رژيم غذايي متعادل داشته باشيد، تمرينات ورزشـي منـظـمي را انـجـام دهيد و بقدر كافي بخوابيد.
10- خلاق باشيد: تنهايي الزاما با اندوه و بدبخـتي برابر نميباشد. زمان تنهايي را براي خلاقتر و سازنده تر ساختن خودتان بكار بنديد. كتاب بخوانيد، جدول و يا معما حل كنيد، به سينما برويد و يا به موسيقي گوش دهيد.
Labels: General
بهداشت رواني
بهداشت رواني چيزي بيش از فقدان بيماري رواني است. اغلب افراد جامعه از سلامت روان خود غافل بوده و نسبت به آن بي اعتناء ميباشند. ويژگيها و معيارهاي بهداشت روان را ميتوان اينگونه برشمرد:
1- كيفيت انديشيدن توام با آرامش با رويكردي خنثي و يا مثبت است. در مقابل انديشه پر تنش، آزار دهنده و منفي.
2- افكار بدون هيچ مقاومتي مي آيند و مي روند، بدون آنكه تنش قابل توجهي ايجاد كنند. در مقابل تفكر وسواسي و تكرار شونده.
3- فرد در زمان حال زندگي ميكند و تمام حواسش معطوف كاري است كه در حال انجامش است. در مقابل فردي كه غالب اوقات در خشم از گذشته و ترس از آينده بسر ميبرد.
4-احساس آرامش، امنيت، شفقت، شوخ طبعي، قدر شناسي، رضايت و كنجكاوي. در مقابل احساس تنش، خشم، نا امني و نفرت.
5- زندگي كنترل پذير مي نمايد. در مقابل احساسي كه زندگي از كنترل شما خارج است.
6- مشكلات قابل حل بنظر ميرسند و فرد خوشبينانه به مشكلات خود مينگرد. در مقابل مشكلات حل ناپذير بنظر رسيده و فرد بدبينانه به مشكلات خود نگاه ميكند.
7- عزت نفس و اعتماد بنفس بالا. در مقابل اعتماد بنفس پايين و احساس اضطراب و نا اميدي.
8- فرد احساس خوبي نسبت به خود دارد. فرد نقاط ضعف و قوت خود را بخوبي ميشناسد.
9- فرد اجازه نميدهد احساساتي مانند ترس، خشم، عشق، حسادت، گناه و اضطراب تمام وجودش را در برگيرند.
10-توان برقراري روابط اجتماعي و بين فردي رضايت بخش و پايدار.
11-توانايي خنديدن به خود و با ديگران.
12- فرد با وجود اختلاف عقايد، تفاوتها و كاستي ها براي خود و ديگران احترام قائل است.
13-توانايي پذيرش مشكلات و ناكاميهاي زندگي.
14- استقلال در تصميم گيري. عدم هراس از مشكلات و توانايي در حل بهنگام آنها.
15-توانايي سازگاري با محيط پيرامون و تغييرات.
16- داشتن روحيه شاد و با نشاط.
17-توانايي تامين نيازهاي شخصي.
18-توانايي لذت بردن از زندگي.
19- توانايي برقراري تعادل و توازن: ميان كار و تفريح، خواب و بيداري، استراحت و فعاليت بدني، تنهايي و معاشرت با ديگران، داخل خانه ماندن و از منزل خارج شدن.
20- انعطاف پذيري: افرادي كه داراي عقايد خشك بوده و در هيچ شرايطي حاظر به تغيير عقايد خود نيستند (حتي با استدلالهاي روشن و متقاعد كننده) در واقع خود را معرض استرس زيادي قرار ميدهند. انعطاف پذيري در انتظارات و احساسات نيز ضرروي است. افرادي كه برخي احساسات و هيجانات خود را سركوب كرده و از ابراز آنها نگراني دارند خود را در معرض بيماريهاي رواني قرار ميدهند. فرد ميبايست توانايي تغيير كردن، رشد كردن و تجربه كردن طيف وسيعي از احساسات را همگام با تغيير شرايط زندگي دارا باشد.
21- (قابليت ارتجاعي) تاب آوري: در فيزيك به توانايي بازگشت به شكل اوليه پس از خم شدن، كشيده شدن و يا فشرده شدن ميباشد. اما در روانشناسي به مفهوم بازگشت به وضعيت عادي و طبيعي پس از مواجهه با ناملايمات روزگار، تغييرات و استرسها با حداقل درد و رنج است. يعني همان تاب آوردن زير فشار رواني و حفظ ثبات احساسي و سلامت رواني. توانايي كنار آمدن با ناملايمات و سازگاري با تغييرات. بيرون آمدن از شرايط سخت. ميزان مقاومت و تحمل شما.
22-توانايي دوست داشتن و عشق ورزيدن و همچنين دوست داشته شدن.
23-خلاق و بهره ور بودن.
24- توانايي بهره گيري از قوه تخيل. خيالپردازي نيز براي سلامتي روان ضروري است. اما تا حدي كه فرد قادر باشد ميان تخيل و واقعيت تفاوت قائل شود و آن دو را از هم تميز دهد.
25-فرد احساسات خود را ميشناسد.
چند نكته براي حفظ سلامت رواني
1- مهارتهاي حل مسائل و اختلافات را فرا گيريد.
2-اعتماد بنفس و عزت نفس خود را افزايش دهيد.
3-هرگز خود را قرباني قلمداد نكنيد.
4- روشهاي مديريت زمان را بياموزيد.
5- اجازه ندهيد احساسات شما در درونتان انباشته گردند. احساسات خود را با ديگران در ميان گذاريد.
6-از بحثها و نزاع هاي غير ضروري اجتناب ورزيد.
7-عواملي كه در شما ايجاد استرس ميكنند را شناسايي كرده و مواجهه با آنها را به حداقل برسانيد.
8-تكنيك هاي تمدد اعصاب و آرامش يافتن را فرا گيريد.
9-به اطرافيان خود بي توجه نبوده و در صورت لزوم ياري دهنده آنان باشيد و در حد توانايي خود بكوشيد مشكلاتشان را رفع كنيد.
10- از زندگي خود لذت ببريد. كاري را انجام دهيد كه به آن علاقمند هستيد. جايي برويد كه دوست داريد آنجا باشيد. براي خودتان زندگي كنيد و نه براي ديگران.
11- تنها با افراد شاد و هم عقيده با خود معاشرت كنيد. جدا از افرادي كه اعتماد بنفس شما را كاهش ميدهند دوري كنيد. (افرادي كه ناعادلانه از شما انتقاد كرده و يا تحقيرتان ميكنند)
12-از كمال گرايي بپرهيزيد.هيچ كس كامل نيست.
13- براي خود اهداف معقول، واقع گرايانه و در حد توانايي تان تعيين كنيد.
14- چيزهايي كه قادر نميباشيد در خود و ديگران تغيير دهيد را بپذيريد. ديگران را همانگونه كه هستند بپذيريد.
15-خشم خود را كنترل كنيد.
16-اشتباهات خود و ديگران را مورد بخشش قرار دهيد.
17-به قدر توانايي خود كار كنيد
Labels: General
Saturday, June 09, 2007
رمز آرامش در 60 گام
گام1: فهرستي از موفقيت هايي را که تا کنون نصيبتان شده را تهيه کنيد.
گام2: هر چند وقت يک بار به ميان طبيعت برويد و در محيطي سبز و سرشار از آرامش قدم بزنيد.
گام3:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کني! د ، داخل وان بنشينيد و تمام تنش ها را با تنفس عميق و استراحت از خود دور کنيد.
گام4: هر روز به جمله هاي زير و جملاتي از اين قبيل فکر کنيد.
· تا زماني که خودتان نخواهيد ، هيچ کس نمي تواند تحقيرتان کند.(تئودور روزولت)
· روزي شخصي بودايي را فحش و ناسزا ميداد ، بودا به وي گفت:از تو به خاطر اين هديه عالي تشکر ميکنم!اما متاسفم که نمي توانم هديه ات را بپذيرم ، راستي اگر کسي به من هديه اي دهد و من هديه را قبول نکنم به چه کسي تعلق خواهد داشت؟
· خواه فکر کنيد کاري را ميتوانيد انجام دهيد ، خواه فکر کنيد که از انجام کاري ناتوان هستيد ، هميشه حق با شماست.(هنري فورد)
· عشق از آن جهت در ما به وديعه گذاشته شده که آن را به ديگران ببخشيم.
· قلمرو خد! اوند درون ما انسانهاست.
· هر کاري را که دوست داري انجام بده پول خود به دنبال آن مي آيد.
· به دنبال رستگاري و سعادت خود باش.
· از صميم قلب خودت را دوست داشته باش.
گام5: در تعطيلات آخر هفته ، فقط به تفريح و استراحت بپردازيد.
گام6: تلاش کنيد هميشه مثبت بينديشيد.
گام7: به خاطر داشته باشيد که هر گاه در کاري سرگردان مي مانيد، در حال آموختن نکته اي جديد هستيد.
گام8: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبيد، نه بيش از اندازه.
گام9: در هفته يک شب تلويزيون خود را خاموش نگه داريد تا مغزتان استراحت کند.
گام10: در روز عشق(ولنتاين) براي خودتان کارت تبريک بخريد.
گام11: هر چند وقت يک بار به يک مکان مقدس برويد و با خدا راز و نياز کنيد.
گام12: هر چند وقت يک بار بيرون از خانه غذا بخوريد.
گام13: با کسي که از صميم قلب دوستش داريد تلفني صحبت کنيد.
گام14: خود را در آيينه نگاه کنيدو از ديدن زيبايي هايتان لذت ببريد و خدا را به خاطر اين نعمت شکر گذار باشيد.
گام15: اهداف خود را بنويسيد و با آنها زندگي کنيد.
گام16: در هدف گذاري واقع بين باشيد.
گام17: وسواس را از زندگي خود حذف کنيد، در اين صورت هيچ کاري نمي توانيد انجام دهيد.
گام18: براي خود تعهد مشخص کنيد و به آن وفادار باشيد و تا مي توانيد براي آن حرکت و تلاش کنيد ولو آن که نتيجه دلخواه شما نباشد.
گام19: هميشه لبخند بزنيد.(لبخند و خنده تفاوت دارند)
گام20: تاخير در انجام کاري بهتر از انجام ندادن آن است.
گام21: هنر سوال کردن را بياموزيد.
گام22: براي خودتان يک مشاور برگزينيد و از راهنمايي هاي او استفاده کنيد.
گام23: شرقي ها اعتقاد دارند که آب جاري منبع انرژي هاي مثبت است! و ضروري در زندگي است.پس هر چند روز يک بار زير دوش برويد و بگذاريد جريان آب تمام عضلات را ماساژ بدهد.
گام24: ده بار تنفس عميق بکشيد.
گام25: هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا بگيريد و قوز نکنيد.
گام26: گاهي اوقات تند تند راه برويد.
گام27: وقتي در کاري موفق مي شويد، با خريدن يک هديه براي خودتان موفقيتتان را جشن بگيريد.
گام28: استفاده از فرصت ها را بشناسيد.
گام29: براي خودتان گل بخريد.
گام30: هر وقت احساس تنش کرديد، به موسيقي مورد علاقه تان گوش دهيد.
گام31: تکرار! عبارات تاکيدي را فراموش نکنيد.برخي عبارات تاکيدي مهم در زير آمده است.
· هر روز هر قدمي که بر مي دارم بهتر و بهتر مي شوم.
· من اين وضعيت را به عشق الهي مي رسانم و به بهبود آن اعتماد کامل دارم.
· نعمت هاي کائنات بي شمار هستند از اين رو همواره احساس وفور نعمت کرده و مي دانم به تمام خواسته هاي بر حق خود مي رسم.
· من کساني را که در حقم بدي کرده اند مي بخشم و آزاد مي شوم.
· من مسئول تمام اتفاقاتي که برايم مي افتد هستم.
· من آرام هستم و مي گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت امگيز برايم رخ دهند.
· امروز، کنترل زندگي خود را در دست مي گيرم.
· اهميت ندارد که چه اتفاقي رخ مي دهد،نور درونم از من حمايت مي کند.
· من عاشق زندگي هستم و زندگي نيز عشقش را نثار من خواهد کرد.
· با هر دم و بازدم خدا را شکر ميکنم.
گام32: به هر آهنگي که دوست داريد گوش دهيد و با آن برقصيد.
گام33: نعمت سلامتي خود را قدر بدانيد.
گام34: هنر نه گفتن را بياموزيد.
گام35: هنگامي که کودکان بازی مي کنند در آنها دقيق شويد.
گام36: هر چند وقت يکبار خانه تکاني کنيد.
گام37: آمدن بهار را جشن بگيريد.
گام38: کارهايي را که بايد در طول روز انجام دهيد مرور کنيد.
گام39: هر روز، به بازنگري کارهاي همان روز بپردازيد.
گام40: از کساني که شما را مورد ستايش قرار مي دهند، تشکر کنيد.
گام41: خودتان را مورد تحسين و ستايش قرار دهيد.
گام42: سعي کنيد روزهاي تعطيل کمي بيشتر استراحت کنيد و بخوابيد.
گام43: گاهي اوقات تنها ماندن را تجربه کنيد.
گام44: حيوانات اهلي و دست آموز را نوازش کنيد.
گام45: باغچه کوچکي براي خود درست کنيد و هر چه دوست داريد در آن بکاريد.
گام46: به يک دوست قديمي زنگ بزنيد.
گام47: به پارک رفته و چرخي بزنيد و گلها را بو کنيد.
گام48: زماني که زير دوش مي رويد آواز بخوانيد.
گام49: سالي دو مرتبه خون بدهيد.
گام50: نامه اي بنويسيد و در آن از خود انتقاد کنيد.
گام51: هر روز چند واژه جديد بياموزيد.
گام52: شکر گزار باشيد.
گام53: هر از گاهي به گورستان برويد اين کار باعث مي شود که ديد شما نسبت به زندگي عوض شود و زيستن در الان جاودان را بياموزيد.
گام54: مدتي از وقت خود را به کتابخانه برويد و کتاب بخوانيد.
گام55: يک روز در هفته گياه خواري کنيد.
گام56: قبول کنيد که انسان جايز الخطا است.
گام57: يک مهارت جديد بياموزيد.
گام58: به اطرافيان اثبات کنيد که برايشان ارزش قائل هستيد.
گام59: براي بهبود وضعيت خود تلاش کنيد.
گام60: توجه داشته باشيد که چه زماني بايد در نگرش ها تغيير ايجاد کنيد.
Labels: General
Wednesday, June 06, 2007
همانند يك مدير عامل سطح بالا فكر كنيد
ممکن است هنوز مدیر عامل نشده باشید، اما دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از رئیستان یاد بگیرید. اگر یاد بگیرید که چطور مثل یک مدیر عامل رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید ماند.
در اینجا به چند طرز تفکر مدیر عاملی اشاره می کنیم. باز به یاد داشته باشید: حتی اگر مدیر عامل هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک کند.
1- تصویر بزرگ را ببینید
اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در اداره بگیرید تا کارتان از یکنواختی در بیاید.
برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنامه کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری...
2- انجام کارها را اولویت بندی کنید
شما نمی توانید همه ی کارها را در یک زمان انجام دهید. بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس بقیه بگذارید. برای همه ی کارهای خود زمان تعیین کنید.
3- خلاقیت داشته باشید
حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود.
4- مسئولیت پذیر باشید
مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم خوب و هم بد است. یک رئیس خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و کله می زند. اگر شما رئیس هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما.
مسئولیت پذیر بودن همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد.
5- به دقت برای کارهایتان نماینده تعیین کنید
از آنجا که شما نمی توانید همه ی کارهایتان را خودتان انجام دهید، یاد بگیرید که به کارمندانتان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از کارمندانتان می داند که چطور امور مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان برسید.
روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های کارمندانتان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت شرکت را بسیار بهتر خواهید کرد. بعضی از این تصمیم گیری هایتان ممکن است باعث علاقه ی افراد به شما نشود، اما آینده ی شرکت را مثبت تر خواهد کرد.
6- عملکردتان را نشان دهید
نشان دادن توانایی هایتان به اندازه ی داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یك متخصص هستید، انتظار می رود که طریقه ی لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته نمی گویم که طریقه ی لباس پوشیدنتان باعث می شود بهتر کار کنید، اما می تواند به شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است. اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش نخواهد کرد.
7- از عهده ی کارهای شاق هم برآیید
اگر رئیس شما نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر رئیس شما هستید، باز هم همین طور عمل کنید. اگر گاهي کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید.
8- کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید
هر کسی برای خود رئیس دارد. اگر مدیر عامل شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن پست هستید.
9- موفقیت هایتان را جشن بگیرید
همه ی مدیر عامل ها این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و بسیار نادر است. یک مدیر عامل خوب باید این خوشحالی را بقیه افراد و کارکنانش سهیم شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه ی کار خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید.
هدفمند جلو روید
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
آسان است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایده آلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا هستید، و در آینده به کجا می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید.
Labels: General
